عزیزم وبلاگ قشنگم

همدم روزها و سالهای دور و نزدیکم

امشب یهو تصمیم گرفتم دیگه تا مدتها پیشت نیام. شایدم اصلا دیگه نیام. بعد از نزدیک به ده سال دیگه میخوام اینجا ننویسم. تصمیم گرفتم جای دیگه شروع کنم. دیگه از تمام خاطراتی که در تمام این ده سال داشتم خسته ام خسته خسته... واقعا نمیدونم چی باید بگم. توی این ده سال اتفاقاتی برام افتاد که حتی فکرشم داغونم میکنه. از فوت پدرم تا جدا شدن از کسانیکه عاشقشون بودم تا از دست دادن دختر خاله ی عزیزم با سن بسیار کم و اونهمه زیبایی بی حد و اندازه اش بطور ناگهانی، که تنها خاطره کودکی ام بود و بعد از اون شبی رو بدون یادش صبح نکردم..تا اجبارم به ترک وطن و جدا شدنم از مادر ، خواهر، و همه کسانم، خانه ام، شهرم، کشورم و تمام خاطراتم... دیگه نمیتونم اینجا ادامه بدم. شاید یه روز دوباره برگشتم و وبلاگم رو غبارروبی کردم و دوباره نوشتم نمیدونم شاید روزی...اما فعلا با همه بغضم بهت میگم

خداحافظ وبلاگ عزیزم، برام دعا کن

/ 1 نظر / 38 بازدید
سام

سلام پاشو بیا یه سری هم به ما بزن یه معمای جالب جدیدم قرار دادم خوشحال میشم جوابش رو بدی http://jbums.ir/2014/05/chistan/ نظر نشه فراموش منتظرت هستم راستی اس ام اس کوتاه عاشقانم گذاشتیم توی سایت