چقدر دلم گرفته

چقدر دلتنگم

انقدر دلم گرفته که به جای گریه کردن دلم میخواد فریاد بزنم...این دلتنگیها آخرش منو میکشه ...

دلم برای درکه رفتن تنگ شده ...برای نشستن همون جلوی راه و نشستن و پیتزا خوردن توی سنگفرش کنار راه اونم با عجله و شتاب!!! 

دلم برای اون سینمای وحشتناک توی کرج که یه بار از سر ناچاری نشستیم و فیلم دیدیم با اون صدای فاجعه  موقع پخش فیلم که حتی یه کلمه رو هم نمیشد شنید ...

دلم برای آش رشته خوردن و حلیم دم افطار ؛ رفتن به فرحزاد و خوردن نیمرو ؛چای و خرما ؛ خوردن یه فال گردوی تازه یا پسته تازه شبهای تابستون...

دلم برای رفتن زیر بارش برف؛بازی کردن و گلوله پرت کردن ؛ غلت زدن توی برف و آدم برفی درست کردن...

دلم برای بوی خاک نم گرفته از بارش بارون توی روزهای پاییزی تهران ...

دلم برای بام تهران و قدم زدن توی مسیر ایستگاهها و ایستادن و نگاه کردن به تهران از اون بالا و بعد نفس عمیق کشیدن ...

دلم برای کافی شاپ توی کاشانک و قهوه اسپرسو با یه شکلات کوچولو کنارش بعد نشستن و حرف زدن و حرف زدن و حرف زدن ....

دلم برای رستوران توی لواسان و کوچه پس کوچه های میگون و اوشان و فشم  ...

دلم برای دور دورکردن توی بزرگراه ارتش و رفتن به گردنه قوچک و نشستن روی تخت و  ترسیدن از اون سگ و گربه های دور و بر ....

دلم برای بستنی های جلوی پارک ملت ؛ ساندویچ تنوری ؛ پیتزا لقمه تجریش؛ آخ تجریش و بازار و خاطره هاش اونم شب عید...

دلم برای کوچه پس کوچه های قیطریه ؛ پاسداران؛ تهرانپارس ...

آخ خدایا!!!!!

دلم برای همه همه همه همه داشته هام توی تهران ؛ توی ایران ... تنگ شده...

آخ اگه یه روز بخوام دلتنگیهامو بنویسم انقدر زیاده انقدر زیاده که ...

نه ...حالا دیگه مطمئنم حتی فریاد زدن هم حالمو خوب نمیکنه...

/ 5 نظر / 22 بازدید
امید

نابینا به ماه گفت دوستت دارم ماه گفت: چطوری؟ تو که منو نمیبینی گفت:اگه میدیدمت که عاشق زیباییت می شدم اما الان نمی بینمت و خودتو دوست دارم

امید

ممنون سر زدی نظر لطفته

مجتبی

ای بابا.... چرا اینقدر غمگین....؟!!!!!![ناراحت] فکر نمیکنین هنوز برای گفتن این دلتنگیها زود باشه....؟!!! یادتون باشه جوون هستین و صحبت از پژمردگی برای پیرهاست....درست میگم؟! یه مدت برگردین ایران و پیش خانواده تون باشین....همه چی درست میشه هر روز تازه خدا یه فرصت دوباره ست برای شاد زندگی کردن و ساختن موقعیت جدید... اگه خودتون به فکر خودتون نباشین کس دیگه ای هم نخواهد بود...حیفه که بهار عمر تون با غصه و دلتنگی سپری بشه... میدونم سخته که بخوایین دوباره از نو و جور دیگه ای شروع کنین ولی شدنیه...[گل]

سحر

طوفان با همه خشمش نمي مونه، دريا با همه خروشش نمي مونه، اما تو تنها كسي هستي كه تا ابد در قلب من مي ماني. وبت عاليه. به ماهم سر بزن.

سحر

اين آدرس وبلاگمه. يهh اضافه گذاشته بودم.[ناراحت]